رشد جنین
در درون رحم در دوران بارداری
جنین در طول بارداری از راه تبادل با
خون
مادر تغذیه میکند، بنابراین رشد جنین
کاملا تابع مادر است
. رژیمغذایی
،
سلامتی
،
بیماری و میزان استراحتی که مادر دوران بارداری دارد، رشد جنین موثر است. مادر
باردار باید تحت نظر مواظبتهای پزشکی قرار گیرد
.
جفت
جفت ، بندناف و مایع آمنیوتیک ، جنین را در دوران داخل رحمی حفظ
میکنند و در رشد و نمو آن دخالت دارند جفت یک شبکه عروقی خونی است که به دیواره
رحم چسبیده است و بوسیله بندناف به
جنین
متصل است. این شبکه خونی با شبکه
دیواره رحم (بدون اینکه خون مادر و جنین با یکدیگر مخلوط شود) مرتبط است و از این
طریق، جنین مواد غذایی لازم برای رشد خود را از ما میگیرد و مواد زاید خود را نیز
از این راه دفع میکند. در حقیقت جفت کار
کلیه
و
کبد
و
دستگاه گوارش
و
ریه
را برای جنین
انجام میدهد و همچنین جفت جنین را از ابتلا به بعضی عفونتهایی که مادر اتفاقا بدان
مبتلا میشود، حفظ میکند
.
کیسه آمینیوتیک
کیسه مایعی است که دور تا دور جنین را احاطه کرده است. هر
چه وزن جنین زیادتر میشود، حجم مایع نیز افزایش مییابد. منشا مایع آمنیوتیک در
اواسط دوران بارداری ، ادرار جنین میباشد. در اواخر دوران بارداری قسمتی از مایع
آمینوتیک بوسیله جنین بلعیده میشود مایع آمینیوتیک با درجه حرارت ثابت ، جنین را
از ضربات و فشارهایی که ممکن است در دوران داخل رحمی برای او پدید آید، حفظ میکند
.
زیرا در آن غوطهور است
.
سه ماه اول دوران بارداری
جنین در پایان هفته چهارم بارداری
قلب جنین در پایان هفته چهارم ضربان
نسبی دارد و
خون
را به تمام قسمتهای جنین میرساند. در
این زمان ،
چشم
،
بینی
و
گوش خارجی
هنوز تشکیل نشده و
دیده نمیشود. تشکیل
دستگاه گوارش
آغاز میشود و جوانههای کوچکی
که در آینده دست و پاها را تشکیل میدهند در این موقع دیده میشوند. در این زمان
اندازه جنین 6 تا 10 میلیمتر میباشد. یعنی به اندازه یک
تخم سیب درختی
.
جنین در پایان هفته هشتم
وزن جنین در حدود یک گرم و طول قد او در حدود 2.5
سانتیمتر است. اندامها شروع به مشخص شدن کردهاند،
بازو
،
آرنج
،
ساعد
، دستها ،
ران
، ساق پاها کم و بیش دیده میشوند. در
این موقع قسمتی که قبلا به شکل دم دیده میشد، از بین میرود
.
جنین در پایان هفته دوازدهم
وزن جنین 30 گرم و طول قد او 7.5 تا 9
میباشد، اندامها کاملا تشکیل شده است. بازوها ، انگشتان ، دستها و پاها کاملا مشخص
شده و تشکیل بافتها آغاز میگردد. گوش خارجی دیده میشود، چشم تقریبا کامل شده ولی
پلکها هنوز بسته است
. ضربانقلب
جنین را با وسایل مخصوص و دقیق
اولتراسوند
تشخیص داد
.
سه ماهه دوم دوران بارداری
سه ماهه اول دوران بارداری زمانی است که انحصار
و اندامهای جنین تشکیل میشوند، در صورتی که در سه ماه دوم اعضا و اندامهای تشکیل
شده نمو کرده و به تدریج تکامل مییابند. در پایان شش ماهگی ، طول قد جنین در حدود
27.5
تا 30 سانتیمتر وزن آن در حدود 600 تا 720 گرم میرسد. پوست بدن جنین در
ماههای پنجم و ششم تقریبا رنگ قرمز دارد و در این زمان است که به تدریج
غدد چربی پوست
، ترشح چربی کرده و با
سلولهای مرده پوست تشکیل ماده سفید رنگی (پنیری شکل) را میدهد که پوست جنین را
میپوشاند و عمل حفاظت پوست را خواهد داشت در این موقع پلکها از هم جدا
شده و
مژههای جنین نیز تشکیل گردیده است
.
در ششمین ماه دوران بارداری ، رحم مادر
بقدری بزرگ میشود که انتهای فوقانی آن را در بالای
ناف
او میتوان لمس کرد در این زمان مادر
حرکات جنین خود را حس میکند. ولی حرکاتی را که قبل از این زمان حس میکرده است
بیشتر مربوط به حرکات دستگاه گوارش خود او بوده و مربوط به حرکات جنین نبوده است
.
اغلب از اواخر پنجمین ماه بارداری است که مادر ممکن است وزن اضافه نماید و حتی در
هر هفته در حدود 500 گرم بر وزنش اضافه شود. در این زمان است که او باید مواظب باشد
که بیش از معمول اضافه نگردد
.
سه ماهه آخر دوران بارداری
در خلال سه ماهه آخر دوران بارداری وزن مادر
نباید بیش از معمول زیاد شود. اضافه وزن مادر در تمام
دوران حاملگی
نباید از 11 کیلوگرم زیادتر
گردد که 3.5 کیلو گرم آن خود جنین است. در این دوران است که انقباضهای
رحم
زیادتر خواهد شد و این انقباضات معمولا
بدون درد است و سبب میشود که رحم گشاد شود. تا جنین در حال رشد را در خود جا
میدهد. در حدود 10 تا 14 روز قبل از
زایمان
سر جنین به داخل لکن نزول پیدا
میکند و این تغییر وضع سبب راحتی مادر میگردد زیرا دیگر رحم به پرده دیافراگم و
ریه
مادر فشار نخواهد
آورد
.
در این زمان گهگاه دردهایی شبیه درد زایمان ولی نه چندان شدید احساس
میکند. در سه ماه آخر دوران بارداری ، جنین از مادر خود ، از راه جریان خون جفت ،
مادهای به نام
پادتن
دریافت میدارد. که
نوزاد
را برای مدتی در مقابل بعضی از
بیماریها مانند
سرخک
،
سرخچه
،
مخملک
،
آنفولانزا
و حتی بیماریهای ویروسی مثل
سرماخوردگی
محفوظ و مصون میدارد. اگر مادری
در ماههای آخر دوران بارداری در مقابل بعضی از بیماریها واکسینه شود، مصونیت نسبی
در نوزاد بوجود آمد. پادتن نیز از راه
آغوز
و حتی از طریق
شیر مادر
نیز به کودک میرسد. و این مصونیت
نسبی در کودک وجود دارد تا زمانی که به کودک
واکسن
زده شود
.
هفته 6
اولين ضربان قلب جنين در اين هفته است
.
اندازه جنين در اين هفته 8 تا 10 ميليمتر است به اندازه ناخن انگشت كوچك است
.
هفته 29
كودك در اين هفته تمام فضاي رحم را اشغال مي كند . رشد كودك از اين هفته به بعد كمتر از يك سانتي متر در هفته است . از اين هفته به بعد هفته اي 200 گرم به وزن كودك اضافه مي شود
.
كودك روزانه نيم ليتر ادرار وارد مايع آمنيوتيك مي كندو همچنين از اين هفته شروع به تنظيم دماي بدن خويش مي كند وزن جنين حدود1200 گرم است
.
هفته16
در اين هفته ناخن جنين شروع به رشد كرده . جنين هر 45 تا 60 دقيقه ادرار مي كند جنسيت جنين در اين هفته ممكن است با سونوگرافي مشخص شود وزن جنين 80 گرم و قدش 14 تا16 سانتي متر است.
هفته 31
ناخن كودك در اين هفته به انتهاي انگشت ميرسد لايه چربي زير پوست كاملتر شده وزن جنين هم حدود 1600 گرم است.
از اين هفته به بعد موهاي كركي و ورنيكس (ماده مومي شكل پوشانده بدن كودك) شروع به محو شدن مي كنند.
هفته33:
از اين هفته سورفاكتانت در ريه جنين شروع به ساخت مي كند بنابراين اگر از اين هفته به بعد کودک بدنيا بيايد مشكل كمتري از نظر تنفسي خواهد داشت.
ولي حتما نياز به دستگاه انكوباتور دارد زيرا چربي زير پوستي هنوز كم است وزن جنين 2000 گرم وقدش 41 سانتي متر است.
هفته 39
روده هاي كودك در اين هفته پر از مواد دفعي كه مكونيوم نام دارد مي باشداين مواد به رنگ سبز تيره و چسبناك است در طي 2 هفته اول تولد, كودك ان را دفع مي كند . گاهي در اثر فشار طي زايمان ممكن است اين ماده دفع شود وزن جنين در اين هفته 3250 گرم است.
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:54 AM
نظرات(0)
مقدمه
عنکبوتها بزرگترین گروه بندپایان را تشکیل میدهند همه آنها گوشتخوار هستند. بعضی گونههای عنکبوت برای به دام انداختن طعمه تار میبافند ولی انواع دیگر در سوراخهای خود به کمین شکار مینشینند. عنکبوتها دهان بسیار کوچکی دارند و دارای دندانهای نیش تیز و سمی هستند. آنها مایع هضمکنندهای در درون بدن طعمه خود وارد میکنند و بعد مایعات مغذی درون بدن طعمه را میمکند و پوسته خالی آن را رها میکنند.
عنکبوتها میتوانند ۸ نوع تار بتنند.که هرکدام برای کاری منظور شدهاست.تار عنکبوتها سه ویژگی دارد.
۱-چسبناکی
۲-کشسانی
۳-مقاومت زیاد
تار عنکبوت بسیار چسبناک است و به همین دلیل میتواند حشرات را به دام بیندازد.خاصیت کشسانی تارها به دلیل پیچ خوردگیهای آن در قسمتهای مختلف است.و وقتی فشاری به آن وارد میشد پیچ خوردگیهای آن باز میشود و تار تا ۴ برابر بلند میشود.
مواد پروتئيني تشكيل دهنده تار عنكبوت :
پروتئينی كه عنكبوت را قادر می سازد خود را آويزان كند و همچنين به شكار طعمه كمك
می كند، نظر دانشمندان را به خود جلب كرده است . مولكول های اين پـروتئين بسيار
كشسان و قـوی هستند ، تقريباً ۲۰ برابر از نايلون كشسان تر و ۹ برابر از فولاد در
قطر مساوی قوی تر می- باشد .علاقـه به تـار عنكبوت در حالی است كه زمينه مـواد
زيستی، مورد بسيـار قابل توجه و رو به رشــدی در زمينه پـژوهش های مــواد است .دليل
توجه ارتش ايالات متحده به اين ماده استفاده از آن در ساخت جليقه های ضد گلوله و
محافظ هاست. هدف عمده ی پژوهش های دانشمندان، درك چگونگی چين خوردن اين پروتئين و
سازماندهی رشته تار عنكبوت است . پژوهشگران با استفاده از روش ميكروسكوپ نيروی اتمی
و يك كشنده مولكولی، با تصويربرداری و كشش اين پروتئين، به سر نخ هائی دست يافته
اند.اين مشاهدات به پژوهشگران كمك می كند تا آنچه را در هنگام تشكيل تار عنكبوت در
غده تراوش تارعنكبوت رخ می دهد ، شبيه سازی كنند .آنها دريافته اند كه وقتی پروتئين
باز می شود به صورت تكه تكه است . در ضمن اين پروتئين دارای پيوندهایی است كه هنگام
افزايش بـار ، باز شده و تغيير شكل می دهند ، اين امر از الگوئی پيروی می كند كه در
ديگر پروتئين های تحت بار كشف شده است .تار عنكبوت دارای بخش های كريستالی و بخش
های شبه لاستيكی كشسانی است.پژوهشگران دريافته اند كه مولكول های منفرد دارای هر دو
بخش هستند .پـژوهشگران بر اين باورنـد كه با مطالعه توانمندی عنكبوت ها در تنيدن
تــار می توان به راز توليد مواد قوی تر و بهتر پی برد . آن ها بر اين باورند كه می
توانند با تقليد از عنكبوت فر آيند طراحی مواد را بهبود بخشند .به اين ترتيب آن ها
می توانند كارآیی محصولات گوناگون، از راكت تنيس گرفته تا بمب افكن استلث
(stealth)
بهبود بخشند . آزمايش های انجام شده نشان می دهد كه تارعنكبوت در برابر تغيير خواص
، فوق العاده مقـاوم است و می توان آن را در هوا يا زير آب تنيد. الياف تار عنكبوت،
با ظرافت بسیار (قطری در حدود ۰۲/۰ ميكرون) برتری های فراوانی دارند . ويژگی های
ذاتی تار عنكبوت برای مهندسانی كه در حال طراحی مواد برای مشتريان وبازار صنعتی
هستند، بسيار جذاب است .آنها می گويند:" بطورمعمول می توان موادی فوق العاده قوی
ساخت ولی با اين كار چقـرمگی كاهش می يابد؛ هم چنين می توان موادی با چقرمگی فوق
العاده بالا ساخت ولی استحكام كاهش خواهد يافت . تركيب اين دو ويژگی همان گونه كه
در تار عنكبوت مشاهده می شود، هدف ماست
دانشمندان ميگويند از تار عنكبوت كه محكمترين الياف طبيعي شناخته شده است ميتوان
براي ساخت زردپيهاي مصنوعي و يا باززايي رباطهاي آسيبديده استفاده كرد
.
ميتوان از تار عنكبوت همچون چارچوبي براي باززايي رباطهاي آسيب ديده استفاده كرد
.
پارگي رباطهاي قدامي
ACLs
يكي از شايعترين جراحتهاي زانو در جهان است.دانشمندان
همچنين به دنبال تهيه نخهاي بخيه فوقالعاده ظريف از تار عنكبوت براي عملهاي
جراحي و درمان آسيبهاي چشم يا اعصاب هستند. اين نخها بطور بالقوه زخم را التيام
ميدهند بدون آنكه اثري از زخم برجا بماند.محققان براي توليد انبوه تار عنكبوت، قصد
دارند از گياه يونجه استفاده كنند.
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:53 AM
نظرات(0)
قلب
یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن
و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی
خون
را به سرتاسر بدن تلمبه میکند. در حدود
100000
بار در روز قلب ضربان میزند. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام
دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری ، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت
پذیرد
.
آناتومی قلب
این عضو مخروطی شکل بصورت کیسهای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل
به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی
ریهها
پنهان شده و سپس توسط
یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب
در یک فرد بزرگسال حدود 6
x9x12
سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها
حدود 250 گرم (یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) میباشد
.
قلب توسط یک دیواره
عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم میشود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و
نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک
تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم میشوند. حفره های بالایی که کوچکتر
و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون میباشند. حفرههای
پایینی که بزرگتر و ضخیمترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء
بدن پمپ میکنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای
راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ
)
كاركرد قلب
کارکرد اصلی قلب , تلمبه کردن خون قرمز و مقادیر فراوانی اکسیژن و مواد غذایی از راه سرخرگهای بزرگ به سرتاسر بدن میباشد وقتی اکسیژن این خون بدست بافتها برداشته شد, سیاهرگها خون فاقد اکسیژن کافی را که به رنگ تیرهتری در آمده است را دوباره به قلب بر میگردانند .
همانگونه که میدانید قلب نوعی تلمبه است. خون به وسیله آن در بدن جریان مییابد و
زندگی را برای جاندار مسیر میسازد. اما چه تلمبه حیرتزایی! قلب در هر تپش تقریبا
صد سانتیمتر مکعب خون را در بدن پخش میکند. روزانه حدود 10 هزار لیتر خون به
وسیله این تلمبه در درون رگهای هدایت میشود. در مدت عمر متوسط یک انسان شاید 250
میلیون لیتر خون به وسیله قلب، تلمبه زده شود. طول مدت هر تپش قلب انسان، کمی بیش
از هشتدهم ثانیه است. بنابراین، قلب روزی صدهزار بار میتپد و در فاصله هر یک
تپش به مدتی برابر زمان یک تپش، به استراحت میپردازد. پس قلب روزانه حدود 6 ساعت
آرامش دارد. این که میگوییم «تپش» قلب، مقصودمان بسته و باز شدن آن است؛ یعنی
انقباض و انبساط آن. تلمبه قلب در حالت انقباض (بسته شدن) خون را بیرون میراند؛
اما در حالت انبساط (باز شدن) خون را به درون قلب میکشد. البته گمان نکنید که این
کار به سادگی مثلا باز و بسته شدن مچ دست صورت میگیرد. خیر؛ بلکه انقباض قلب
بهصورت نوعی موج از پایین قلب شروع شده، تا به بالای آن حرکت میکند. اکنون باید
دید عامل این تپش چیست؟ به سخن دیگر، چه چیز سبب ادامه تپیدن قلب است؟ آیا انقباض و
انبساط آن یک عامل خارجی دارد، یا از درون خود قلب برمیآید؟ این مساله یکی از
جالبترین پرسشها در زیستشناسی است که در پاسخ آن هنوز بسی ابهام وجود دارد. با
این وصف، اکنون برایتان آزمایشی را تعریف میکنم که از صدها سال پیش، دانشمندان
با آن آشنا بودهاند. فرض کنید تخم مرغی را حدود 24 ساعت در ماشین جوجهکشی حرارت
دهیم، حال اگر آن را بشکنیم و با ذرهبین به درون آن بنگریم، خواهیم دید که
سلولهایی که قرار است بعدا قلب جوجه را تشکیل دهند، از هماکنون میتپند. آری،
این یاختهها از هماکنون که هنوز قلبی درست نشده است، تپش را آغاز کردهاند! باز
فرض کنید این سلولها را برداریم و در یک مدیوم ـ یعنی «ماده کشت مخصوص» ـ پرورش
دهیم. خواهیم دید که قلب رشد میکند و سپس اگر آن را به شش قسمت برش دهیم، باز
خواهیم دید که هر قسمت آن تا مدتی عمل «انقباض» را انجام میدهد. دلیلش چیست؟ ما
نمیدانیم؛ فقط این را میتوانیم بگوییم که قلب دارای این ویژگی است که بهطور
خودکار میتواند عمل باز و بسته شدن را انجام دهد. نتیجه آنکه تپیدن دایمی قلب هنوز
از معماهای زندگی است
!
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:53 AM
نظرات(0)
ژان داوید: راز بزرگ زندگی در شکیبایی است و نباید به خاطر یک آینده ی مبهم زمان حال را بر خود تلخ کرد.
اُرد بزرگ : جدایی دو همسر می تواند بافت یک دودمان بزرگ را از هم بپاشد .
ژوبرت : برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم .
فردریش نیچه :آن اندیشه هایی را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند
آدمی بهر تنها زیستن می باید یا حیوان باشد یا خدا. ارسطو می گوید: سومی نیز هست بودن یکجای هر دوی آنان ... آن هم فیلسوف وار ..حقایق همه ساده اند. این نه مگر دروغی است دو چندان که آن را بر ساخته
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:49 AM
نظرات(0)
کُلیه
(فارسی قدیمیتر گُرده) یکی از اندامهای درونی بدن انسان و برخی دیگر از جانداران است.
کلیه
یکی از اندامهای
مهم برای تنظیم اسمولاریته بدن مهرهداران است و این کار را از طریق تشکیل ادرار
انجام میدهد. تشکیل ادرار در کلیه به طریق موضعی و هورمونی کنترل و تنظیم میشود
.
دستگاه ادراری شامل کلیه و مجاری ادراری است که ادرار را به مثانه میرسانند و از
طریق پیشابراه دفع میکنند. تنظیم اسمولاریته بدن در مهرهداران عالی عمدتا بر عهده
کلیههاست. کلیه
پستانداران
در ثبات محیط درونی یعنی حجم مایعات و الکترولیتهای بدن نقش اساسی دارند. کلیه
همچنین در تثبیت
PH
مایعات بدن اهمیت زیادی دارد
.
بطور معمول در هر فرد سالم دو کلیه وجود دارد که هر یک در یکطرف ستون مهرهها و زیر دندههای تحتانی واقع شده اند. کلیهها به رنگ قرمز متمایل به قهوهای بوده و از نظر شکل شبیه لوبیا میباشند. هر کلیه به اندازه مشت بسته فرد است. اکثر اعضاء بدن برای عملکرد مطلوب وابسته به کلیهها هستند.
وظايف كليه
مهمترین وظیفه کلیهها برداشت مواد زائد از خون و بازگرداندن خون تصفیه شده به بدن میباشد. هر دقیقه حدود یک لیتر خون (یک پنجم خونی که توسط قلب پمپ میشود) از طریق سرخرگ کلیوی وارد کلیهها میشود. پس از اینکه خون تصفیه شد خون تصفیه شده از طریق سیاهرگهای کلیوی به بدن باز میگردد. داخل هر کلیه متجاوز از یک میلیون واحد بسیار ریز عملکردی بنام نفرون وجود دارد. هر نفرون از یک صافی بسیار کوچک بنام کلافه (گلومرول) که به یک لوله کوچک (توبول) متصل است تشکیل میشود. آب و مواد زائد توسط این صافی از خون جدا میشوند و به داخل لولههای کوچک (توبول ها) جریان پیدا میکنند. قسمت عمده این آب توسط لولههای کوچک باز جذب میشود و مواد زائد بصورت غلیظ وارد ادرار میشوند تا دفع گردند. ادرارهای جمع شده از لولههای کوچک وارد قسمت قیفی شکل بنام لگنچه کلیه شده و سپس از طریق لولهای بنام حالب وارد مثانه میشود. مثانه ادرار را تا زمانی که ادرار کنید نگهداری میکند. پس از مثانه ادرار از طریق لولهای بنام پیشابراه از بدن خارج میشود. کلیه سالم بطور معمول یک تا ۲ لیتر ادرار در روز و بر اساس میزان مایعات دریافتی تولید میکند. کلیه سالم قابلیت افزایش فعالیت خود را دارد بطوریکه اگر یک کلیه از دست رود کلیه دیگر بزرگ شده و کار دو کلیه را انجام خواهد داد.
سه وظيفه اصلي كليه ها
1-کلیهها آب بدن را تنظیم میکنند: برای اینکه بدن شما بدرستی و به نحو مطلوب فعالیت کند لازم است که دارای حجم مناسب آب باشد. یکی از مهمترین وظایف کلیهها برداشت آب اضافی یا حفظ آب بدن در موارد ضرورت مي باشد.
2-کلیهها مواد زائد را برداشت میکنند: بسیاری از مواد در خون و مایعات بدن باید در اندازه مناسب وجود داشته باشند تا بدن به درستی عملکرد داشته باشد. برای مثال: سدیم و پتاسیم مواد معدنی هستند که از مواد غذایی بدست میآیند. این مواد معدنی برای سلامتی لازم هستند اما باید در حد معینی نگهداشته شوند. زمانیکه کلیهها بدرستی فعالیت کنند، مواد زائد از بدن داخل ادرار ترشح میشوند همچنین کلیهها در تنظیم سایر مواد معدنی در بدن مانند: کلسیم و فسفر که برای تشکلی استخوان لازمند، کمک میکنند مواد زائد مانند: اوره و کراتی نیز باید از بدن خارج شوند. اوره و سایر مواد زائد زمانی که بدن پروتئینها مانند: گوشت را تجزیه میکند، تشکیل میشوند. کراتی نین یک محصول زائد ماهیچه است. اگر فعالیت کلیهها کاسته شود، اوره و کراتی نیز در خون افزایش مییابند بسیاری از محصولات زائد اگر از مایعات بدن جدا نشوند برای بدن سمی هستند برای مثال، وقتی فردی دارویی مصرف میکند، مواد زائد شیمیایی که از مصرف این دارو در بدن بوجود میآیند، عمدتاً توسط کلیهها از بدن خارج میشوند
۳- کلیهها هورمون میسازند: کلیههای سالم پیک (پیغام بر)های شیمیایی مهمی بنام هورمونها را نیز میسازند.
ساختمان کلیه
کلیهها به صورت جفت در پشت
صفاق
قرار دارند. کلیهها با وجود وزن کمشان
(
حدود 1% وزن بدن در انسان) مقدار قابل ملاحظهای
خون
دریافت میکنند. کلیه توسط پوششی سخت و مقاوم از
بافت
همبند
به نام کپسول پوشیده شده است. بطور کلی کلیه از قشر ، مرکز و لگنچه تشکیل
شده است. لگنچه از طریق میزنای به
مثانه
ارتباط پیدا میکند
.
ادرار در
طی عمل دفع از طریق مجرای ادراری مثانه را ترک میکند تشکیل ادرار هنگامی که به
لگنچه میرسد کامل میشود. ادرار از لگنچه به مثانه حمل شده و بدون تغییر دفع
میشود. دفع ادرار از طریق کنترل عصبی اسفنکتر ارادی مثانه که در گردن پیشابراه
قرار دارد صورت میگیرد. کلیه از واحدهای ساختاری به نام
نفرون
ساخته شده است
.
مکانیسمهای تنظیم کننده کلیه
کلیه میتواند به کمک مکانیسهای عصبی یا
هورمونی یا ترکیبی از هر دو وظیفه خود را در حفظ ثبات محیط درونی انجام دهد. کلیه
این کار را به سه طریق انجام میدهد
:
کنترل میزان پالایش گلومرولی
کنترل جذب مجدد لولهای یون سدیم
کنترل نگهداری اسمزی آب
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:49 AM
نظرات(0)
مورفولوژيست برگ
برخی از مورفولوژیستها برگ را ساقه تغییر شکل یافته که تقارن محوری
خود را از دست داده و تقارن سطحی به خود گرفته است میدانند. بر طبق این نظر ، سطح
تقارن برگ معمولا از رگبرگ و سطح آن گذشته ، آن را به دو قسمت مساوی تقسیم میکند
.
یکی از شواهد مورفولوژیستها دال بر اینکه برگ منشاش از ساقه است، برگهای گوآرئا از
تیره
سنجد تلخ
است که مانند ساقه دارای جوانه انتهایی است و همراه با مراحل مختلف
رشد
گیاه
در انتهای آن مرتبا برگچههای تازه ایجاد میشود. البته این امر یعنی رشد
راسی برگ در تمام اندامهای برگی
سرخسها
عمومیت دارد ولی
رشد آن
نهاندانگان
همیشه محدود و مخصوص به بخش میانی آن است
.
اشکال برگ با آنکه در یک گونه یا یک پایه گیاه معمولا
یکنواخت و ثابت است ولی گاهی در برخی از
گیاهان
یک
شکل و یکنواخت نبوده ، دارای دو یا چند شکل مختلف است که به آن حالت پلی مورفیسم
برگی میگویند
.
رشد و تغییر شکل ضمایم برگ
رشد پهنک برگ در بیشتر گیاهان محدود و در عوض
رشد ضمایم آن مانند گوشوارکها ، نیام ، یا دمبرگ فوقالعاده است. به عنوان مثال
نیام برگ در گیاهان
تیره
جعفری
معمولا رشد فوقالعاده دارد. در
آنقوزه
از گیاهان این تیره وسعت و پهنای نیام
چندین برابر
پهنک برگ
است. در بعضی از
فیلودها تمامی پهنک برگ تبدیل به پیچک شده در عوض گوشوارکها با رشد خود جای آن را
میگیرند. فیلودها نوعی برگند که از رشد و پهن شدن
دمبرگ
حاصل
میگردند.این نوع برگها ظاهرا شباهت به برگهای معمولی داشته ولی در ساختار
تشریحی وضع دستههای آوندی آنها معکوس با برگها بوده ، سطح تقارن آنها نیز با
برگهای معمولی فرق میکند. بزرگترین سطح تقارن در فیلورها در جهت عمودی واقع است
.
بعضی از گیاه شناسان پهنک برگهای گیاهان تک لپهای ، بخصوص گیاهان
تیره
گرامینه
را که
نیامی
پهن ولی دمبرگ ندارند
حاصل از تغییر شکل دم برگ دانسته آن را نوعی فیلور بشمار آوردهاند
.
پیدایش برگ
در بیشتر موارد با رشد طولی همراه است. در ابتدای
رشد
ساقه
هنگامی که برگها بسیار کوچکند در راس آن روی هم قرار داشته یکدیگر را
کاملا میپوشانند و با رشد تدریجی ساقه است که آنها نیز رشد کرده ، از یکدیگر جدا
شده ، وضعی افقی روی ساقه پیدا میکنند. برگها در گیاهان تک لپهای که غالبا پهن ،
کشیده و دراز اند کمتر حالت افقی داشته ، تقریبا زاویهای نسبتا تند با ساقه پیدا
کرده در امتداد آن قرار میگیرند
.
سطح روی در این برگها که به طرف
ساقه
است و در اصطلاح
سطح شکمی و سطح پایین که در جهت مخالف ساقه است سطح پشتی نام دارد. سطح پشتی در این
برگها غالبا محدب و دارای رگبرگهای برجسته بوده ، رنگی روشنتر دارد. برگهایی که
سطح پشتی و شکمی دارند برگهای دو وجهی و برگهایی که دو سطح آن ساختار درونی یکنواخت
دارد، مانند برگ گیاهان تیره جعفری ، ثعلب و
زنبق
برگهای یک وجهی نام دارند. عدهای از
گیاهان نیز برگهای چند وجهی دارند
.
هتروفیلی در برگهای گیاهان
شکل برگ در هر گیاه معمولا ثابت است و یکی از
اختصاصات ثابت گونههای گیاهی تقریبا وضع و شکل برگهای آنهاست. گاهی نیز دو یا چند
شکلی در برگهای یک گیاه دیده میشود، این ناجور بودن برگها در برخی از گیاهان منشا
ارثی داشته ، به اصطلاح ژنتیکی است مانند
درخت
پده
که نوعی تبریزی است یا بعضی از
سروهای کوهی
که ناجور برگ هستند در این سروها شکل
برگهای شاخه جوان و مسن باهم تفاوت دارند در بعضی از گیاهان ناجور بودن برگها به
علت تاثیر شرایط محیطی است.
مثلا
آلاله
آبی
دارای دو نوع برگ است
.
برگهای هوایی آن دارای پهنک و برگهای
درون آب آن فاقد پهنک و غوطهور در آب است. در گیاهان آبزی دیگر نیز برگها تغییراتی
متناسب با
محیط
زیست آبی
پیدا میکنند.
مثال دیگر از گیاهان ناجور برگ
تیرکمان آبی
است که دارای سه نوع برگ غوطهور ،
شناور ، برگ هوایی است. هتروفیلی در غالب
گیاهان
نهاندانه
و حتی در
سرخسها
و
نهانزادان
آوندی
کم و بیش دیده میشود
.
تغییر شکل برگ
علاوه بر تاثیر محیط در تغییر شکل برگ ، نوع کار و وظیفه
نیز ممکن است سبب تغییر شکل پهنک یا ضمایم آن به صورت خار شده یا با اندوختن مواد
تبدیل به عضو ذخیرهای گیاه شوند. مانند برگهای زیر زمینی
پیاز
، در بعضی از گیاهان برگها متورم شده ، محل ذخیره آب میگردند. دمبرگ در برگهای
سکوله خیز (تراپاناتانس) و برخی از
گیاهان آبزی
دیگر حالت اسفنجی پیدا میکند
.
سالوینیا ناتانس
که یک سرخس آبزی است و
سه برگ دارد برگ پایین آن تبدیل به
ریشه
شده ، مواد غذایی محلول را از آب جذب
میکند
.
رگبندی برگ
پراکندگی دستههای آوندی در پهنک برگ را ، رگبندی برگ
میگویند. رگبندی برگ در دو گروه از گیاهان دو لپهای و تک لپهای از نهاندانگان
باهم متفاوت است. در دو لپهایها رگبرگ اصلی پس از آنکه از دمبرگ دارد پهنک شد در
آن انشعابات زیاد پیدا کرده ، تشکیل شبکه درهم و پیچیدهای از رگبرگها را که به آن
شبکه رگبرگهای فرعی میگویند، میدهد. در گیاهان تک لپهای برگها غالبا فاقد دمبرگ
بوده ، رگبرگهای آنها بطور موازی از نیام وارد پهنک شده تمام طول برگ دراز و
تسمهای شکل آنها را بدون انشعاب طی کرده ، به این شکل سبب استحکام برگ و مانع
پارگی آن میگردند
.
عده کمی از تک لپهایها مانند بعضی از
نخلها
و
ازملک
و
گل
شیپوری
برگها مانند دو لپهایها رگبرگ منشعب دارند. در بین دو لپهایها نیز
برخی از گیاهان مانند
بارهنگ
و گلبرگهای موازی دارند. در گروه
بازدانگان
رگبرگها غالبا مستقل و فاقد انشعاب هستند برگها بطور کلی دارای دو نوع انشعاباند
.
انشعاب شانهای
در این حالت رگبرگهای فرعی موازی هم از رگبرگ اصلی یا
میانی برگ جدا شده به طرف کناره برگ رفته در انشعابات بعدی خود تشکیل شبکهای در هم
میدهند، مانند انشعابات شانهای یا پر مانند رگبرگ در راش و غیره
.
آرایش و نظم برگ روی ساقه
نظم و آرایش برگ را در طول
ساقه
فیلوتاکسی میگویند. فیلوتاکسی از دو کلمه یونانی فیلون به معنی برگ و تاگزیس یعنی
نظم و ترتیب گرفته شده است ترتیب قرار گرفتن برگ در هر گره یا در هر بند ساقه همیشه
یکسان و ثابت بوده و هیچگاه آرایش برگ به چگونگی موقعیت
رشد
ساقه
یا میان گره آن ارتباط ندارد. بنابراین هر گیاه یا هر گونه گیاهی دارای
نظم برگی (فیلوتاکسی) معین و مشخص است
.
نظام اصلی آرایش برگ روی ساقه
نظم چرخهای
فراوانترین نوع فیلوتاکسی است که در عده زیادی از گیاهان
عمومیت دارد. در این نوع آرایش دو یا چندین برگ در هر گروه ساقه ظاهر شده ، تشکیل
چرخهای از برگها را میدهند. هر
برگ
یک چرخه معمولا با برگ
چرخههای متوالی پایینی و یا بالایی خود حالت متناوب داشته ، به عبارت دیگر برگهای
هر چرخه دارای نظم تناوبی با برگهای چرخه دیگر هستند. تعداد برگهایی که در آرایش
چرخهای در هر گره ساقه تشکیل یک چرخه رای دهند ، در گیاهان مختلف متفاوت است و
شماره آنها با نوع گیاه ارتباط دارد
.
فراوانترین نوع آرایش چرخهای حالتی
است که در آن در هر گره ساقه فقط دو برگ مقابل هم وجود دارد که آنرا چرخه دو تایی
گویند. مانند یاس ،
تیره
نعناع
برخی دیگر از گیاهان ، چرخه سه برگی داشته و به اصطلاح تریم یا سه تایی
هستند مانند خرزهره ، الودآ. عدهای از گیاهان چرخههای چهار برگی دارند، یعنی
تترامر یا چهار تایی هستند که تعداد گیاهانی که در هر گره چهار برگ دارند محدود است
مانند خانواده روناس و گیاهان آبزی هیدریلا
.
در این نظم در هر گره ساقه فقط یک برگ وجود دارد آرایش تناوبی
خود شامل دو نوع کلی زیر است
.
نظم خطی
:
در این آرایش برگها بطور
متناوب روی دو خط موازی مقابل هم در دو طرف ساقه یا روی چند خط موازی هم قرار
میگیرند حالت اول را تناوب دو تایی میگویند که مخصوص گیاهان تک لپهای است. و در
لپهایها به ندرت دیده میشود مثل برگ
درخت نارون
.
خطوط نظم اگر بیش از دو یعنی سه
یا چها یا چند تایی باشد آرایش برگ را سه نظمی یا چند نظمی میگویند
.
نظم خمیده یا مارپیچی
:
خطوط نظم ممکن
است بجز راست و شکسته خمیده باشند، که به آن سری فیلوتاکسی خمیده یا مارپیچی گویند
.
بهترین نوع از این سری فیلوتاکسی را میتوان در گیاهان تیره زنجبیراسه دید. در این
گیاهان برگها روی یک خط خمیده یا مارپیچی به طول ساقه قرار دارد
.
نظم تناوبی
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:48 AM
نظرات(0)
آناتومي سيستم حس الكتريكي
:اندام مولد پالس هاي الكتريكي در دم حيوان قرار دارد كه حاوي دو تا پنج رديف الكتروسيت مي باشد اين الكتروسيت ها سلولهاي ماهيچه اي يا عصبي تغيير شكل يافته مي باشند كه پالس هاي الكتريكي تخليه مي كنند.اين پالس ها دامنه كوچكي كمتر از يك ولت دارند بر خلاف مار ماهي و سفره ماهي و گربه ماهي كه تخليه الكتريكي در حد 600 ولت ايجاد مي كنند.شكل هاي متفاوتي از الكتروسيتها در گونه هاي مختلف ماهي ها وجود داردو شكل موج ايجادي بستگي به نوع الكتروسيت و ابعاد اندام الكتريكي در ماهي دارد.شكل و اندازه اندام الكتريكي در ماهي بستگي به نوع محيط ماهي دارد.ماهي هاي الكتريكي ضعيف كه بومي آب هاي با هدايت الكتريكي بالائي مي باشند اندام الكتريكي كوتاه و پهني دارند اما ماهي هائي كه در آب هاي با هدايت پادين الكتريكي زندگي مي كنند اندام الكتريكي بلند و نازكي دارند و احتمالا اين اندام هاي الكتريكي پالس هائي توليد مي كنند كه بهتر منتثقل مي شود.رديف گيرنده هاي الكتريكي درست در زير پوست در سرتاسر بدن قرار دارندو پوست مقاومت الكتريكي بالائي ندارد و در نتيجه اين موضوع باعث افزايش حساسيت گيرنده هاي الكتريكي اين ماهي ها مي گردد.همانند الكتروسيت ها گيرنده هاي الكتريكي(الكترورسپتور ها)نيز انواع گوناگوني دارند حسايت آنها به پارامتر هاي گوناگوني از جمله قدرت سيگنال و قطبيت سيگنال و فاز سيگنال بستگي دارد. مطالعات روي انواعي ازماهي هاي الكتريي ضعيف نشان داده كه گيرنده هاي الكتريكي بيشتر در ناحيه سر و در اطراف دهان متمركز مي باشند مناسب ترين جائي كه ماهي مي تواند ميدان هاي الكتريكي توليد شده توسط صيد خود را احساس نمايد.
جهت يابي الكتريكي فعال
:به حالتي گفته مي شود كه ماهي خود ميدان الكتريكي ايجاد مي ند و سپس تغيير در اين ميدان را احساس و از آن براي جهت يابي و صيد و ارتباط استفاده مي نمايد و اجسام اطراف خود را بدون ديدن آنها و با دقت بالائي شناسائي و كشف نمايد.از آنجائي كه اين ماهي ها اغلب در آبهاي گل آلود و كدر رود خانه ها زندگي مي كنند اين ويژگي مي تواند براي آنها بسيار موثر باشد.نحوه پردازش بسيار ساده مي باشد ماهي توسط اندام الكتريكي خود جريان پيوسته اي از پالس هاي الكتريكي را دراطراف خود ايجاد مي نمايد(مشابه ميدان مغناطيسي در اطراف يك آهنربا) والكترو رسپتورها اين ميدان را احساس مي كنند و قتي كه يك موجود يا مانعي در اين ميدان حركت كرد در اين ميدان اعوجاجي ايجاد مي شود والكترو رسپتورهااين تغييرات را احساس مي كنند.محدوده فعاليت اين سيستم به اندازه يك طول بدن مي باشد و اجسام بسيار كوچك و اجسامي با مقاومت نزديك به مقاومت الكتريكي آ ب قابل رديابي نمي باشند.در حقيقت اجسام بصورت يك سايه آشفته دررديف الكترو رسپتورها حس مي شوند.وقتي اعوجاج بزرگ باشد در مركز اين سايه تيره مي باشد و هر چه به اطراف سايه نزديك شويم كم رنگ مي شود.هر چه فاصله شيئي بيشتر شود اين سايه بزرگ تر مي شود(درست بر عكس ديدن اشياء در چشم كه هر چه شيئي دورتر شود تصوير كوچكتر مي شود) وماهي از روي تغيير در اندازه اين سايه مي تواند فاصله خود تا آن شيئي را حدس بزند(چشم نيز از روي اندازه تصوير فاصله را حدس مي زند).البته اينجا يك مشكل پيش مي آيد اندازه سايه يك شيئي بزرگ درنزديك با اندازه يك شيئي كوچك دردور برابر خواهد بود واين باعث گمراهي مي گردد. در حقيقت در ماهي هاي الكتريكي ضعيف اندازه گيري فاصله اشياء از روي نسبت حد اكثر اعوجاج وحداكثر شيب خطوط ميدان الكتريكي محاسبه مي شود.به عبارت ساده تر ماهي از روي مقايسه ميزان تيرگي سايه و خميدگي سايه به فاصله پي مي برد.و اگر سايه يك شيئي تغيير كند يعني شيئي در حال حركت مي باشد.ماهي ها همچنين مي توانند با اين روش اجسام با مقاومت الكتريكي متفاوت و ظرفيت هاي الكتريكي متفاوت را از هم تشخيص دهندو بدين وسيله بفهم آيا آن شيئي كه در حال نزديك شدن مي باشد يك جاندار است كه بايد به آن حمله كند و يا دشمن است و بايد از آن دوري كند ويا بايد شيئي ورودي به ميدان الكتريكي خود را ناديده بگيرد چون موجود نيست و نه صياد است و نه صيد.
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:46 AM
نظرات(0)
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:46 AM
نظرات(0)
تعريف زمان :
زمان دستوري را
( tense)
وغيردستوري را
(time)
مي نامند .
زمان غير دستوري محيطي است عمومي كه همه وقايع در آن به صورت توالي و يا ظاهراً به توالي رخ مي دهد . وقايع و تغيير اش
ياء در زمان روي مي دهند و به تعبيري زمان چيزي است كه به سمت آينده حركت مي كند . زمان غير دستوري براي همه بشريت يكسان است .
زمان دستوري
(
tense
)
عبارت است از قابليت دستوري افعال كه به اشكال و ترتيبهاي متمايز از هم نشان مي دهد كه عمل در چه زماني صورت گرفته ، مي گيرد و يا خواهد گرفت . بنابراين زمان دستوري در زبان هاي مختلف اشكال گوناگون دارد .
غالباً
time , tense
با يكديگر برابر نيستند
.
براي مثال افعال در زمان حال مي توانند زمان آينده را هم نشان دهند .
قوانين دستوري به ما نمي گويند كه چه بايد گفت
.
بلكه به ما مي گويند چگونه چيزها را به طور صحيح بيان كنيم .
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:45 AM
نظرات(0)
اُرد بزرگ : فرو رفتن خورشید جان آدمی ، سپیده دمی به جهان دیگر است . کالوس کاستاندا : هیچ چیز عوض نمی شود ! شما دیدتان را عوض کنید رمز کار این است . کلود مونه: برای هر کس زمان معینی وجود دارد که قابل انتقال نیست
ارد بزرگ : دودمانی که مرد کهن خویش را خوار می کند ، به تن بی جان آدمی ماند که در پایان خوراک جانوران پلید خواهد شد .
فردوسی خردمند : کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد .
کاترین پندر : خدا را شکر کنید که نعمات و موهبت هایش به علت بینش محدود ما متوقف نمی شود .
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:42 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



